Banner
اخبار

حضور نداریم و هیچ نداریم

محمد عارف رحمانی

محمد عارف رحمانی

لطفا این نوشته را به دقت بخوانید و با دیگران شریک سازید.

حضور نداریم و هیچ نداریم
مطابق یک قانون نانوشته ۷ میلیون هزاره در سطوح اول تصمیم گیری های امنیتی داخلی نباید حضور داشته باشند. وقتی در ساختارهای امنیتی؛ حضور نداری وقتی در تصمیم گیری های امنیتی شریک نیستی؛ در این کشور طاعون قومی زده؛ هیچ کس دیگری در قبال تامین امنیت و حفظ آبرو و جان و مال و زندگی تو؛ احساس تکلیف جدی و مسولیت اساسی نمی کند!!
امشب وقتی در حین و پس‌از حمله تروریستان به عزاداران حسینی در زیارت سخی با اکثر مسولین امنیتی صحبت می کردم به گونه ای حرف می زدند که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است؛ درست مانند دوم اسد. راحت و بی غم بودند. سرخوش و آرام صرفا به یک تسلیت بسنده می کردند!
باری! نباید نگران هزاره بی چاره را بود. چون ضعیف است. چون قدرت ندارد. چون مدنی است. چون از دست اش کاری بر نمی آید. چون کسی ندارد که از مسولین پرسان نمایند چون هزاره همان هزاره هم خدا داره است!
این قانون نانوشته؛ تو( هزاره) را از این پست ها در وزارت داخله کشور محروم کرده است وقتی در این پست ها نیستی دیگری برای گرفتن امنیت تو جان اش را آسایش شبانه اش را و زندگی اش را به خطر و زحمت نمی اندازد. دیگری برای تو نمی سوزد. دیگری برای تو شب تا صبح پاسبانی نمی کند. و تو هنوز بیش از این که یک شهروند مساوی الحقوق باشی یک هزاره ای. یک هزاره ای که مطابق قانون نانوشته فاشیسم حق انتصاب و استخدام در این پست های انتظامی را نداری:
– نه حق دارد وزیر داخله شود.
-نه حق دارد معین ارشد امنیتی شود.
– نه حق دارد قوماندان گارنیزیون شود
– نه حق دارد قوماندان شهر کابل شود.
– نه حق دارد معاون امنیتی قوماندانی کابل شود.
– نه حق دارد ریس استخبارات باشد
– نه حق دارد ریس تروریزم پولیس باشد
– نه حق دارد ریس جنایی شهر کابل باشد
نه در ۱۳ کندک قوماندانی کابل؛ حتی مسولیت اداره یک کندک را به تو نمی دهند.
هزاره صرفا به درد معاونت تامیناتی می خورد. و یا معاونت اطرافی و یا پست های تشریفاتی بدون اثر. آن هم هزاره ای حق دارد در این پست ها استخدام شود که اهل اطاعت باشد. اهل گرفتن دهن جوال با دزدان مافوق اش باشد. اهل چشم پوشی و گزاره در برابر نادیده گرفتن منافع قوم و مردم اش باشد. خلاصه از جنس آدمک های شریفی باشد که حد اکثر در برابر زندگی فردی خود و چوکی که به ان چسپیده اند مسولند!!
و هزاره بی چاره و مظلوم درحوزه ارگان امنیت ملی کشور و مبارزه با تروریزم در کشوری به نام افغانستان و در شهری ۷ میلیونی مانند کابل که ۲ میلیونش را هزاره بی چاره تشکیل می دهد؛ این حقوق را ندارد:
– نه می تواند ریس امنیت باشد
– نه می تواند معاون اپراتیفی امنیت
– نه می تواند ریس مبارزه با تروریزم امنیت.
– نه نمی تواند مسول قطعه های خاص و نیروهای ورزیده امنیت ملی باشد.
– نه می تواند ریس امنیت کابل باشد.
– نه می تواند معاون امنیت ملی کابل باشد.
هزاره ها در ارگان امنیت ملی که به لطف رحمت الله نبیل و فشارهای زیاد آدم های کم زور یا در بخش تعلیم باید باشند و یا در بخش تامینات و یا یکی دو ریاست بسیار دون پایه و جنجالی و یا هم باید معاون اطرافی کابل باشد( که حالا همان هم نیست) و یا در بست های اضافی و تشریفاتی ترجیحا اگر خانم باشند که چه بهتر!
حتی در حوزه های چندگانه هزاره نشین پولیس و امنیت پایتخت یا تو هزاره بی چاره و ضعیف حضور نداری و یا اگر حضور هم داشته باشی حضور تو آن قدر نمادین و اندک و ناچیز است که هیچ به حساب نمی آیی.
نتیجه این می شود:
– که باید هدف تروریست ها باشی.
– تظاهراتت به خاک و خون کشیده شود
– در معرض اختطاف و دزدی و قتل های سازمان یافته قرار بگیری
– دختران و نوامیست کالای بی مقدار بازارهای بی عفتی.
– پسران و در برخی موارد دخترانت و زنانت اسیر مواد مخدر می شوند که به راحتی در میان فرزندانت پخش کنند.
– زمین هایت را غصب و از نداشته هایت بدزدند.
-در راه ها و شاه راه ها تو را گیروگان بگیرند.زن و مرد و پیر و جوانت حتی کودکان خردسالت را به گروگان می گیرند.
– در محیط شهر و بازار و کار اذیتت و توهین و تحقیرت بکنند
– از پروژه های محلی و ملی محروم ازلی و ابدی باشی
– از ابتکاراتت نه تنها تجلیل و تکریم و تشویق و استقبال نکنند که زهر زخم زبان و بیان اش را باید تحمل کنی.
– در کانکور و استخدام ها و توزیع بورسیه ها محروم و سانسور شوی.
– و اگر اعتراض کردی قوم پرست و نفاق افکنت بخوانند
– و اگر خاموش و بی روح و مجسمه وار بودی شریف و نجیبت بخوانند.
– به انتخاباتت و رای و نظرت ات بهایی قایل نباشند….
راستی!
می دانیم‌ که برخی از این کاستی ها و نادیده انگاری ها زیر سر آدم نماهایی هست که چندین سال در چوکی های معاونت ها لم دادند و با بی عرضگی وضعیت حاضر را رقم‌ زدند. بخشی از این وضعیت اما ناشی از گوسفندوارگی مردم ماست که نه حق خود را از حکومت پرسیدند و نه از مجسمه های آدم‌ نمای شریف؛
و اما بخش عمده این وضعیت ناشی از همان قانون نانوشته است. قانونی که هزاره را از این مناصب اثر گذار بر زندگی و امنیت او و سایر اقوام و مردمان این دیار منع می‌کند و باز می دارد.
باید جنبش روشنایی را تقویت کرد؛ و در تصمیم گیری ها شریک شد. و آدم های توان مند و خلاق و جسور را به نمایندگی از مردم ما به حکومت فرستاد تا پاسبان نام و ناموس و حیثیت و امنیت جان و مال و آبروی ما باشند….
باید عزت و امنیت و آرامش هزاره ها را دوباره به ان ها برگرداند. باید این قانون و سایر قوانین نوشته و نانوشته تبعیض آمیز را از میان برد و قانون و ساختار عادلانه پدید آورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Banner